مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 21

ميزان الطب ( فارسى )

آيا احياء طب سنتى ممكن است ؟ حال نوبت آن است كه بپرسيم آيا احياء طب سنتى ممكن است ؟ و آيا احياء طب سنتى معقول است ؟ گفتيم كه طب سنتى مبتنى بر طبيعت است و در درجهء اول ، گياهان و سپس مواد معدنى و حيوانى طبيعى را به عنوان دارو مورد استفاده قرار مىدهد . نخست بايد بگوييم كه استفاده از طبيعت امرى است كه اساساً و اصولًا موجه است و هيچ كس نمىتواند به طور كلى ادعا كند كه طب قديم صرفاً به اين دليل كه بر طبيعت مبتنى است باطل است . از آنجا كه بدن انسان يك موجود طبيعى است و با طبيعت سنخيت و سازگارى دارد ، تأثير مواد طبيعى بر آن ، منطقى و معقول به نظر مىرسد . پس بنياد طب سنتى ، امرى نيست كه ذاتاً و به خودى خود مورد اعتراض و انكار باشد ؛ يعنى طب سنتى ذاتاً امرى ممكن است . اما بهترين دليل امكان هر چيز ، وجود آن چيز است ؛ چرا كه تا چيزى ممكن نباشد ، موجود نخواهد شد . پس مناسبترين شيوه براى تبيين و توجيه وجودى طب سنتى ، اين است كه از موجوديت طب سنتى سئوال كنيم ، سؤالى كه بىگمان در پاسخ آن بايد گفت : آرى ، طب سنتى هم وجود داشته و هم وجود دارد . براى اثبات موجوديت طب سنتى ، راههاى متعددى وجود دارد : يك راه اين است كه در خود طبيعت جستجو كنيم ؛ اين جستجو را بايد با اين سؤال آغاز كرد كه « حيوانات در طبيعت ، خود را چگونه معالجه مىكنند ؟ » بديهى است كه جانوران هنگام بيمارى به سراغ خود طبيعت مىروند ، و معمولًا به هدايت غريزى مىدانند كه كدام بيمارى را با كدام گياه و دانه بايد علاج كرد . از اين لحاظ و از بسيارى جنبه‌هاى ديگر ، حيوانات مىتوانند سرمشق خوبى براى انسان باشند . اتفاقاً در طب سنتى نيز راه معالجه بعضى از بيماريها و خواص برخى از گياهان را از حيوانات آموخته‌اند ؛ پس لااقل در بين حيوانات وجود دارد .